تبلیغات
قصه های من وپسرم - دنباله قصه کرم چاقالو



Admin Logo
themebox Logo

ژاپن موزیک
کد حباب و قلب



تاریخ:دوشنبه 14 آذر 1390-08:45 ب.ظ

نویسنده :فاضل براتی بنی

دنباله قصه کرم چاقالو

کرم چاقالو 2

با سروصدای حشرات ملخ پیر به آنجا آمد وگفت :چه خبر ه بچه ها؟

کفشدوزک   کوچولو گفت: کرم چاقالو نیست هرچه صدایش میزنیم جواب نمی دهد؛ رفته داخل این کیسه خواب وبیرون نمی آید.!

ملخ پیر نگاهی به آنجا کرد وخندید.بعد رو به بچه ها گفت :بچه ها این کیسه خواب ،پیله ای است که کرم کوچولو در آن استراحت میکند تا تغییر کند وتبدیل شود به یک حشره دیگر..

حشرات با تعجب گفتند:حشره ای دیگر ،یعنی چه حشره ای؟

ملخ پیر گفت :چند روز دیگر خودتان میفهمید واز آن جا رفت.

دوستان کرم کوچولو از آن روز هر روز به آن جا می آمدند تا ببینند کرم چاق به چه حشره ای تبدیل می شود ،گاهی اوقات هم شوخی می کردند و می گفتند یک کرم چاق وپر خور به چه حشره ای می تواند تبدیل شود؟

تا اینکه یک روز مورچه کوچولو که از آ نجا می گذشت دید کیسه خواب پاره می شود ،با عجله سراغ دوستا نش رفت وآنها را صدا زد .

همگی حشرات آمدند.کیسه خواب کم کم پاره میشد ،اول دوتا شاخک بلند ،بعد سر کرم کوچولو که حسابی تغییر کرده بود وبالاخره بدنش .!!

همگی تعجب کرده بودند،مخصوصا بعد از چند دقیقه که کرم کوچولو بالهایش را باز کرد همه فهمیدند که کرم کوچولو حالا یک پروانه زیبا شده است.

پروانه کوچولو به دوستانش سلام کرد ولبخندی زد.همه حشرات از ان همه زیبایی متعجب واز رفتار زشت گذشته اشان شرمنده بود ند.پروانه زیبا وبا خوشحالی گفت:بچه ها ما باید قدر هر انچه را خدا به ماداده بدانیم وکسی را به خاطر ظاهرش مسخره نکنیم ،شاید پشت این ظاهر چاق یا زشت زیبایی هایی مثل مهربانی وگذشت باشه...

بعدبامهربانی همه را بخشیدوگفت: حالا کی میاد بازی ؟

همه بچه حشرات با خوشحالی به سوی او دویدند تا باهم بازی کنند. کرم چاقالو 2

با سروصدای حشرات ملخ پیر به آنجا آمد وگفت :چه خبر ه بچه ها؟

کفشدوزک   کوچولو گفت: کرم چاقالو نیست هرچه صدایش میزنیم جواب نمی دهد؛ رفته داخل این کیسه خواب وبیرون نمی آید.!

ملخ پیر نگاهی به آنجا کرد وخندید.بعد رو به بچه ها گفت :بچه ها این کیسه خواب ،پیله ای است که کرم کوچولو در آن استراحت میکند تا تغییر کند وتبدیل شود به یک حشره دیگر..

حشرات با تعجب گفتند:حشره ای دیگر ،یعنی چه حشره ای؟

ملخ پیر گفت :چند روز دیگر خودتان میفهمید واز آن جا رفت.

دوستان کرم کوچولو از آن روز هر روز به آن جا می آمدند تا ببینند کرم چاق به چه حشره ای تبدیل می شود ،گاهی اوقات هم شوخی می کردند و می گفتند یک کرم چاق وپر خور به چه حشره ای می تواند تبدیل شود؟

تا اینکه یک روز مورچه کوچولو که از آ نجا می گذشت دید کیسه خواب پاره می شود ،با عجله سراغ دوستا نش رفت وآنها را صدا زد .

همگی حشرات آمدند.کیسه خواب کم کم پاره میشد ،اول دوتا شاخک بلند ،بعد سر کرم کوچولو که حسابی تغییر کرده بود وبالاخره بدنش .!!

همگی تعجب کرده بودند،مخصوصا بعد از چند دقیقه که کرم کوچولو بالهایش را باز کرد همه فهمیدند که کرم کوچولو حالا یک پروانه زیبا شده است.

پروانه کوچولو به دوستانش سلام کرد ولبخندی زد.همه حشرات از ان همه زیبایی متعجب واز رفتار زشت گذشته اشان شرمنده بود ند.پروانه زیبا وبا خوشحالی گفت:بچه ها ما باید قدر هر انچه را خدا به ماداده بدانیم وکسی را به خاطر ظاهرش مسخره نکنیم ،شاید پشت این ظاهر چاق یا زشت زیبایی هایی مثل مهربانی وگذشت باشه...

بعدبامهربانی همه را بخشیدوگفت: حالا کی میاد بازی ؟

همه بچه حشرات با خوشحالی به سوی او دویدند تا باهم بازی کنند.

 






انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس