تبلیغات
قصه های من وپسرم - قصه کرم چاقالو



Admin Logo
themebox Logo

ژاپن موزیک
کد حباب و قلب



تاریخ:سه شنبه 24 آبان 1390-12:08 ب.ظ

نویسنده :فاضل براتی بنی

قصه کرم چاقالو


یکی بود یکی نبود.
در یک بیشه زار بزرگ لا به لای علف ها و درخت ها حشره های جور وا جوری زندگی می کردند.
بین این حشره ها کرم چاقی بود که دوستان زیادی نداشت ،بک کفشدوزک وملخ و چند تا مورچه .
یک روز دوستان کرم چاقالو آمدند سراغش وگفتند :کرم کوچولو میای بریم قایم باشک بازی؟
کرم چاقالو همین طور که تند وتند از برگ بوته ای می خورد گفت:نه !من خیلی گرسنه ام!!



کفشدوزک که ناراحت شده بود گفت:یعنی چی که گرسنه ام ؟از صبح تا الان داری می خوری ،هنوز سیر نشدی؟
بعد به بقیه دوستانش گفت:بیایید از اینجا برویم این کرم پر خور به درد دوستی ما نمی خورد.
کرم کوچولو خیلی غصه خورد ولی بازهم نمی توانست از خوردن دست بکشد تا اینکه احساس خستگی وخواب آلودگی به سراغش آمد.
تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net کرم کوچولو همین طور که می خوابید حس عجیبی داشت ومی خواست کاری بکند !


چند روز بعد دوستان کرم چاقالو دلتنگ او شدند وتصمیم گرفتند به او سری بزنندووقتی کنار لانه کرم چاقالو رسیدند چیز عجیبی دیدند،یک چیزی شبیه کیسه خواب سفید رنگ !همگی تعجب کردند وشروع کردند به صدا زدن او.
از سر وصدای آنها ملخ پیر به آنجا آمد وگفت چه خبر است بچه ها؟


تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net





انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس