تبلیغات
قصه های من وپسرم - کانی کانگورو



Admin Logo
themebox Logo

ژاپن موزیک
کد حباب و قلب



تاریخ:پنجشنبه 10 فروردین 1391-06:30 ب.ظ

نویسنده :فاضل براتی بنی

کانی کانگورو

یکی بود یکی نبود .یک کانگورو کوچولویی بود به اسم کانی. کانی کوچولو دیگه کم کم بزرگ می شد،ولی دوست نداشت از تو کیسه اش بیرون بیاد وراه رفتن را تجربه کند .مامان وبابای کانی کوچولو هر کاری کردند کانی کوچولو از تو کیسه بیرون نیومد که نیومد. دوستان هم سن کانی همه از کیسه مامان شون بیرون می آمدند ودر بیشه زار بپر بپر می کردن ولی کانی کوچولو انگار نه انگار که باید اونهم راه رفتن را یاد بگیرد .تااینکه...  

 

    

تا اینکه یک روز که مامان کانی کوچولو تصمیم داشت به میهمانی برود ،خواست از یک رود کوچک بپرد ولی چون کانی بزرگ وسنگین شده بود پایش پیچ خورد ونتوانست بقیه راه را برود .خانم کانگورو به زحمت خودش را به گوشه ای کشید ومنتظر کمک شد ولی کسی  از آنجا عبور نکرد .کانی کوچولو که درد کشیدن مادرش را دید دیگر تحمل نکرد واز کیسه اش بیرون آمد وآرام آرام روی پاهایش ایستاد کمی بپر بپر کرد ودید که راه رفتن اصلا ترس ندارد .مامان کانی کوچولو در حالیکه درد می کشید گفت:آفرین پسر شجاع وقوی من!حالا برو به خانه خاله که پشت همین تپه است وکمک بیاور.

کانی کوچولو به راه افتاد وسریع کمک آورد ومادرش را نجات داد.همه به شجاعت وتوانایی کانی تبریک گفتند.






انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس