تبلیغات
قصه های من وپسرم - دندان شیری خرگوش کوچولو



Admin Logo
themebox Logo

ژاپن موزیک
کد حباب و قلب



تاریخ:سه شنبه 17 آبان 1390-09:09 ب.ظ

نویسنده :فاضل براتی بنی

دندان شیری خرگوش کوچولو

دندان شیری خرگوش کوچولو

یه روز صبح ،خرگوش کوچولوکه از خواب بیدار شد احساس عجیبی داشت ،به مامان وبابا سلام وصبح بخیر گفت ،دست وصورتش را شست .سر میز صبحانه اولین گاز را که به هویجش زد ،همان حس عجیب دوباره به سراغش اومد.یک نگاه به هویجش کرد ودید دندانش به هویجش چسبیده است .بی اختیار جیغی کشید وگفت:وای مامان دندونم کنده!حالا چه کار کنم ؟

اشک توی شمای خرگوش کوچولو حلقه زد.مامان خرگوش کوچولو لبخندی زد وگفت:پسرم نگران نباش این دندان شیری تو بود که افتاده ،چند وقت دیگه دندان محکم وقشنکتریبه جایش در می آید که دایمی است .

مامان خرکوش کوچولو یه لیوان آب هویج ویک بشقاب شیر برنج جلوی پسرش گذاشت وگفت:پسرم تو از این به بعد باید بیشتر مواظب دندان هایت باشی ،اگر یکی از دندان های دایمی تو بشکند ویا خراب شوند ،دیگر دندان دیگری جای آن را نمی گیرد...

خرگوش کوچولوهمان طور که لیوان آب هویجش را سر می کشید گفت:چشم مامان جان از این به بعد مرتب مسواک می زنم وچیزهای سفت را با دندانم نمی شکنم.

مامان خرگوش کوچولو گفت :این اولین دندان شیری تو بود که افتاد من آن را برای یادگاری برایت نگه میدارم .بعد یک بطری کوچک آب هویج دادتا پسرش برای تغذیه به مدرسه ببرد.

خرگوش کوچولو خوشحال به راه افتاد تا ماجرای دندان شیری اش را برای دوستانش تعریف کند.






انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس