تبلیغات
قصه های من وپسرم - سنجابک بازیگوش



Admin Logo
themebox Logo

ژاپن موزیک
کد حباب و قلب



تاریخ:پنجشنبه 20 بهمن 1390-07:24 ب.ظ

نویسنده :فاضل براتی بنی

سنجابک بازیگوش

یکی بود یکی نبود یک سنجا ب بود که ماما نش به ا و گفته بودکه موا ظبت تله ی شکار چی هابا ش!سنجاب کوچولو یک روزشکلا ت فند وقی رادیدتا رفت تا ان را بخورد توی تله شکارچی افتاد.

هرچی فریاد زد مامانش آنجا نبود تا کمکش کند ولی یک بچه  میمون بازیگوش که اون هم عاشق شکلات فندوقی بود سراغ قفس اومد تا شکلات را بخورد .

سنجاب کوچولو فکری کرد وگفت:اگه شکلات می خواهی در این قفس را برایم باز کن ! میمون کوچولو هم آنقدر به در قفس ور رفت تا بالاخره در قفس را باز کرد.

سنجاب کوچولو شکلات را به میمون داد و به او گفت: ممنونم ولی هیچ وقت بدون بزرگترت برای  پیدا کردن خوراکی از لانه ات بیرون نیا !!!.

 

نتیجه داستان:باید به حرفهای بزرگترهایمان گوش دهیم تا خطری مارا تهدید نکند.

اولین داستانی که فاضل جان خودش تایپ کرد.






انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس